این کمپین، پس از درگذشت استاد محمد علی طاهری زیر شکنجه و در اعتصاب غذا در زمستان ۱۳۹۳، از کمپین آزادی استاد طاهری به کمپین احقاق حق وی تغییر نام داد ،برای مشاهده فعالیت های کمپین در زمان حیات استاد محمد علی طاهری اینجا را کلیک کنید

کمپین بین المللی حمایت از استاد محمد علی طاهری

+1 (800) 950 74 75

بخش دوم اعلام نظر جمعی از علما و صاحبنظران برجسته فقه و حقوق در رد اتهام افساد فی الارض محمدعلی طاهری

admin 05/24/2015

محمدعلی طاهری بنیان‌گذار طب مکمل ایرانی یا عرفان حلقه است که در اردیبهشت ۱۳۹۰بازداشت و سپس محاکمه گردید و از آن تاریخ تاکنون در زندان به سر می‌برد و در حال گذراندن پنج سال حبس تعزیری خود است.

آقای طاهری در بهمن ۱۳۹۰ بر اساس چند اتهام مختلف از جمله توهین به مقدسات و بیان مطالبی که هیچ گونه تخصصی در آنها نداشته و ادعای الهام و دریافت آگاهی و ارائه این دریافت‌ها به دیگران مداخله غیر قانونی در امور پزشکی و درمان -با توجه به اینکه هیچ فردی حق ندارد بدواً نظریات خود را روی انسان آزمایش کند- به اتهام تحصیل مال نامشروع و پخش غیرقانونی آثار سمعی و بصری و به علت لمس دست بیماران مونث بدون اینکه دارای مجوز طبابت باشد محکوم گردید.

در همین حال در بهمن ۱۳۹۳ خبری مبنی بر احتمال محاکمه مجدد او منتشر گردیده است.

چند ماه پیش، خبرگزاری امنیتی فارس در گزارشی نوشت که سه تن از مراجع تقلید طی استفتائاتی که از سوی دستگاه قضایی صورت گرفته، حکم ارتداد این زندانی عقیدتی را صادر کرده‌اند و بر همین مبنا وی به اتهام فساد فی‌الارض دادگاهی خواهد شد.

در مقدمه این گزارش آمده:‌ «هزاران تن از شاگردان وعلاقمندان وی با امضای توماری همراه با ذکر نام و مشخصات خود اعلام کرده اند که از طریق آشنایی با وی و یا شرکت در کلاس‌های استاد محمدعلی طاهری دلبستگی زایدالوصفی به اسلام پیدا کرده اند به نحوی که اگر پیش از آن چندان مقید به تکالیف دینی نبوده اند یا فقط مسلمان شناسنامه ای بودند اکنون مسلمانی عامل به احکام بوده و نماز و عبادات خویش را با عشق می گذارند.»

در توضیح این مجموعه استفساریه آمده:‌ «عده دیگری از اندیشمندان و مجتهدان تقریراتی دارند که در آینده به این مجموعه افزوده خواهد شد. نکته جالب این است که این اشخاص غالباً استاد طاهری را شخصاً نمی شناخته و یا در اظهار نظر خویش استقلال رای نشان داده و اگر نقدی هم داشتند اظهار کرده اند ولی در مجموع بر یک امر اتفاق نظر دارند،مسلمان ومومن بودن آقای طاهری وعدم وجود شائبه انحراف چه رسد به افساد فی لارض.همچنین برخی از آنها اشاره ای به اثرات مثبت عرفان حلقه در میان جوانان و مردم داشته اند. کلیه این استفتاءها و پاسخ‌هایش پیش از صدور حکم در دادگاه بدوی بوده اند.»

با توجه به حجم محتوای جمع آوری شده در رد این اتهام٬ سحام این مجموعه را در سه بخش منتشر می کند.
لینک بخش نخست
لینک نظر فقهی آیت الله بیات زنجانی
لینک پی دی اف کل مجموعه

متن کامل استفساریه شاگردان آقای طاهری بدین شرح است:

به نام پروردگار هستی
وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَهَ وَمَن یَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ (بقره/۲۸۳)

از آنجا که مسئله ارتداد و افساد فی الارض یک موضوع فقهی و تشخیص آن در صلاحیت متخصصان علوم اسلامی است و در جایی که به امور مهمه ای چون عرض و دماء مربوط می شود نمی توان بدون اجماع عمل کرد علیهذا به پیوست این استفساریه، یک دوره کامل از کتاب ها و نشریات متعلق به آقای محمدعلی طاهری مؤسس و استاد یکی از مجموعه های عرفانی موسوم به عرفان حلقه تقدیم می شود. مستدعی است آنجناب به عنوان شخصی که نزدیک به پنجاه سال در کسوت روحانیت بوده و از مدرسین حوزه علمیه قم و صاحب تالیفات متعددی در زمینه قرآن پژوهی هستید، بفرمایید که آیا دیدگاه ها و مطالب مندرج در آنها می توانند از مصادیق تفکر ضددینی و خلاف شرع یا ارتداد و افساد فی الارض به شمار آیند؟
پیشاپیش از پاسخ عالمانه شما سپاس می گذاریم و توفیقات روزافزون جنابعالی را از درگاه حضرت احدیت مسئلت داریم.
جمعی از شاگردان استاد محمد علی طاهری

“بخش اول” متن کامل پاسخ فقهی و حقوقی علما و صاحبنظران برجسته بدین شرح است:

برای خواندن بخش دوم پاسخ فقهی و حقوقی علما و صاحبنظران برجسته اینجا کلیک کنید.

پاسخ حضرت آیت الله سیدمحمدعلی ایازی

بسم الله الرحمن الرحیم
سَلام ٌعَلَیْکُمْ بِماصَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ (رعد: ۲۴)

عطف به سئواال جمعی از شاگردان استاد محمد علی طاهری
با ملاحظه آثار این مؤلف بویژه دو اثر اصلی نامبرده، یعنی کتاب «انسان از منظر دیگر» و «دفتر اول عرفان حلقه کیهانی» و توجه به آثار دیگر او چون «انسان و معرفت» و «بینش انسان»، و دیگر جزوات و مقدمه برخی مجلات، نه تنها سخنی دال بر تفکر ضد دینی و خلاف شرع و یا ارتداد و افساد فی الارض دیده نشد؛ بلکه در همه این نوشتهها دعوت به توحید، معنویت و اخلاق و التزام به شریعت تصریح شده و در مواردی برای سوء استفاده احتمالی نکاتی یادآور شده است و به مصداق آیه شریفه: «وَلاتَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏إِلَیْکُمُ السَّلام َلَسْتَ مُؤْمِناً». (نساء: ۹۴) کسی که به صراحت در گفتار و آثار به این مسئله اظهار میدارد، چگونه میتوان گفت او مؤمن نیست، تا چه رسد به این که به او نسبت ارتداد و افساد در روی زمین داده شود. از این رو، داوری ما به خود این آثار و ظواهر روشن آن است و نه بر اساس سوء ظن و پیشداوری. از امام صادق منقول است: «ملعونٌ ملعونُ مَن رَمى مؤمناً بِکفرٍ وَ مَن رَمى مُومناً بکفرٍ، فَهُوَ کَقَتَلَهُ.»(قمى، عباس، سفینه البحار، ج ۴، ماده کفر، مشهد، بنیاد پژوهشهاى آستان قدس.)ملعون باد، ملعون باد کسى که مومنى را به کفر نسبت دهد و کسى که مؤمنى را تکفیر کرد، مانند آن است که او را کشته است. در این صورت باید از دو جهت بر این امر مواظبت کرد، یکی ریختن خون بیگناهی که امام امیرمنان در نامه خود به مالک مینویسد: «إیّاک والدماء و سَفکها بغیر حلها….» و دیگری بدنام کردن کشور در میان جامعه بشریت و جهانیان و تفتیش عقاید و ضربه زدن به پیکر دین، چنانکه استاد شهید مطهرى در نسبت دین و تکفیر مینویسد:«هروقت و هرزمان که پیشوایان مذهبى مردم ـ که مردم آنها را نماینده واقعى مذهب تصور میکنند ـ پوست پلنگ مىپوشند و دندان ببر نشان مىدهند و متوسل به تکفیر و تفسیق مىشوند، مخصوصاً هنگامى که اغراض خصوصى به این صورت در مىآید، بزرگترین ضربه بر پیکر دین ومذهب به سود مادیگرى وارد مىشود.»(مطهرى، مجموعه آثار، ج ۱، ص ۴۹۱).
سید محمد علی ایازی

_

پاسخ حضرت آیت الله سیدحسین موسوی تبریزی

بسمه تعالی

ﭘﯿﺮو ﺳﻮال ﻫﺎی ﺟﻤﻌﯽ از ﺷﺎﮔﺮدان ﺟﻨﺎب آﻗﺎی ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻠﯽ ﻃﺎﻫﺮی ﻻزمﻣﯽداﻧﻢ ﻣﻄﺎﻟﺐ ذﯾﻞ را ﻣﺮﻗﻮم دارم :
ﺑﻨﺪه ﺗﻌﺪادی از ﮐﺘﺎب ﻫﺎی آﻗﺎی ﻃﺎﻫﺮی را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺮده ام ، از آﻧﻬﺎ ﭼﯿﺰیﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ اﻓﺴﺎد ﻋﻘﯿﺪﺗﯽ و اﺧﻼﻗﯽ ﺑﺸﻮد ﻧﯿﺎﻓﺘﻢ ، اﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﻌﻀﯽ ازﻋﺒﺎرات ﻣﺸﺘﺒﻪ اﺳﺖ وﻟﮑﻦ در ﺑﻌﻀﯽ ﻣﻮارد دﯾﮕﺮ ﺗﻮﺿﯿﺤﺎت داده اﺳﺖ .اﮔﺮ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻏﻠﻂ و ﻣﺠﻤﻞ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺤﺚ اﺳﺖ .
در ﻣﻮرد اﺗﻬﺎمﺟﻦ ﮔﯿﺮی ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﻣﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﻄﺎﻟﺒﯽ در ﮐﺘﺎب ﻫﺎی ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺷﺪه ﻧﺪﯾﺪم اﮔﺮ ﻫﻢ درﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﺎﯾﺪ دﯾﺪ ﮐﻪ اﻫﺪاف اﯾﺸﺎن از اﻇﻬﺎر اﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﭼﻪﺑﻮده اﺳﺖ و ﮔﺮﻧﻪ از ﻗﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻋﺪه ای از ﻋﻠﻤﺎ ﻧﯿﺰ ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ اﺟﻨﻪ را ﻧﺴﺒﺖ ﻣﯽ داده اﻧﺪ .
و اﮔﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺳﻮء اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺮدم ﻧﺒﺎﺷﺪ و ﯾﺎ اﻧﺤﺮاف ﻋﻘﯿﺪﺗﯽ آﻧﺎنﻧﺒﺎﺷﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺠﺎزات ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ، اﻟﺒﺘﻪ » اﻓﺴﺎد ﻓﯽ اﻻرض « ﺑﺎ ﻗﯿﺪﻣﺤﺎرﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺠﺎزات اﺳﺖ و اﮐﺜﺮ ﻓﻘﻬﺎئ ﻋﻈﺎم از ﺟﻤﻠﻪ اﻣﺎم ﺧﻤﯿﻨﯽ ره ( اﮔﺮﻋﻨﻮان اﻓﺴﺎد ﺗﻮأم ﺑﺎ ﻣﺤﺎرﺑﻪ ﺑﺎﺷﺪ )ﻣﺸﻤﻮل ﻣﺠﺎزاﺗﯽ ﻣﯽ داﻧﻨﺪ ﮐﻪدر آﯾﻪ ﺷﺮﯾﻔﻪ ۳۳ ﺳﻮره ﻣﺎﺋﺪه ﺑﯿﺎن ﺷﺪه اﺳﺖ .

ﺳﯿﺪ ﺣﺴﯿﻦ ﻣﻮﺳﻮی ﺗﺒﺮﯾﺰی
۲۲/۲/۹۴

_ _

پاسخ حضرت آیت الله دکتر محمدصادق کاملان

بسمه تعالی شأنه

محضر مبارک دوستداران و ارادتمندان به جناب آقای طاهری
با سلام و تحیات

پیشاپیش از این که نتوانستم به دلیل تراکم کارهای درسی در حوزه و دانشگاه و کارهای پژوهشی، همه ی آثار ایشان را مورد مطالعه قرار دهم عذرخواهی می کنم. اما از این میان، دفتر اول که به اصول و مبانی مطالب ارائه شده از طرف ایشان پرداخته است و تا مقدار زیادی شاکله و ساختار عرفان ارائه شده از جانب ایشان را نشان می دهد، مورد مطالعه قرار دادم.
از مقدمه ی این کتاب (دفتر اول) بدست می آید که ایشان دغدغه ی دینداری دارد و در مقابل عرفان های وارداتی از بیرون مثل عرفان سرخ پوستی، تبت، چین، ژاپن، هند و… و عرفان مسیحی با رنگ های گوناگون، احساس مسئولیت نموده و می خواهد عرفان اسلامی ایرانی را در دو بُعد نظری و عملی آن به طالبان و تشنگان طریقه ی معنوی و باطنی ارائه کند. و نسل جوان و تشنه ی معنویت را در برابر تهاجم فرهنگی که از بیرون بر آنان به نوعی تحمیل شده است مصونیت ببخشد.
این مطلب از سراسر کتاب و اصول مدوّن در آن دیده می شود. البته از کتاب مقالات ایشان نیز این معنا کاملاٌ قابل استفاده است یعنی ظهور کامل در حریص بودن ایشان به هدایت نسل جوان به دین و معنویت دارد. البته تفاوت اصطلاحات عارفان با فقیهان چیزی نیست که مربوط به امروز باشد بلکه از دوره های گذشته این اختلاف و تفاوت میان عارفان و فقیهان بوده است بگونه ای که برخی از فقها مانند مرحوم میرزای قمی در رساله ای در ردّ صوفیه تعبیرات تند و گاه غیر منصفانه درباره ی بزرگانی چون ملاصدرا می آورد و از او به ملا تحتا تعبیر می کند، آنچنان که از محی الدین عربی به ممیت الدین تعبیر می کند.
در مقابل شخصیتی مانند فیض کاشانی که صاحب ۱۱۵ عنوان کتاب فقهی، حدیثی، تفسیری، کلامی، فلسفی، عرفانی و اخلاقی… است، رساله ای به دفاع از عارفان و حتی صوفیان می نویسد و اصطلاحات آنان را برای فقها در رساله ی «مِشواق» توضیح می دهد و هر دو طرف را نصیحت می کند و از عارفان و صوفیان به اهل الله تعبیر می کند.
بنابراین اختلاف در اصطلاح و تعبیر نباید موجب شود تا کسی عارفی را به بی دینی یا بد دینی متهم کند. زیرا اکثر قریب به اتفاق فقهای ما با عرفان و فلسفه آشنایی ندارند.
کمتر شخصیتی همانند مرحوم امام پیدا می شود که هم فقیه بزرگ و هم عارفی صاحب مکتب با داشتن کتاب های عرفانی و حواشی برفصوص قیصری و کتاب مصباح الهدایه، جامع فقه و فلسفه و عرفان باشد.
بنابراین آنچه از این مقدمه، این جانب می خواهم نتیجه گیری کنم این است که جناب آقای محمد علی طاهری در دفتر اول مجموعه آثار خود که به اصول و مبانی عرفانی خود پرداخته است، گاهی بر خلاف اصطلاحات رایج در عرفان ابن عربی و یا جامی و… مطالبی آورده است، آنچنان که این اصطلاحات می تواند با برخی از اصطلاحات فقهی رایج نیز متفاوت باشد. اما این تفاوت ها هرگز موجب اتهام بد دینی با بی دینی نمی تواند بشود. عنوان مفسد فی الارض در روایات تعریف شده است و این عنوان را نمی توان به هرکسی که متفاوت با ذهن ما سخن می گوید منطبق کرد. قاعده ی درأ و احتیاط در دماء و نفوس و… نیز همین اقتضا را دارد.
بنابراین از نظر اینجانب، جناب آقای محمد علی طاهری فردی مسلمان و دلسوز برای دینداری جامعه و نسل جوان است که البته در بیان و استفاده از بعضی از آیات یا اصول عرفانی جای بحث با ایشان و تأمل دارد.
والسلام.

محمد صادق کاملان

_ _

پاسخ حضرت حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ احمد منتظری

بسمه تعالی

با سلام وتحیت
اتهام ارتداد و افساد فی الارض در میدان‌های بحث‌ علمی و تحقیقی راهی ندارد و بسیاری از مراجع تقلید به این مسأله تصریح کرده‌اند؛ آیت الله العظمی منتظری در رساله توضیح المسائل خود چنین آورده‌اند: «درحکم ارتداد بلوغ، عقل، اختیار و قصد معتبر است؛ هم‌چنین باید انکار از روی جحد و عناد باشد؛ بنابراین حکم ارتداد در مورد کسی که در مسیر تحقیق از براهین عقلی استفاده می‌کند و احیاناً به نتیجه دیگری دست می‌یابد جاری نمی‌شود.» (توضیح المسائل،مسأله ۳۲۱۱). تاکید ایشان بر عنصر جحد و عناد برای این است که حتی اگر ظنّ جحد و عناد وجود داشته باشد نمی توان چنین اتهامی را به شخصی نسبت داد چه رسد که اسلام او محرز باشد و اقرار به لسان داشته باشد و حتی فراتر از آن، مکتوب کرده و در دفاع از توحید و عقاید اسلامی نوشته باشد.
آیت الله منتظری هم‌چنین در اردیبهشت ۸۳ در دیدار با انجمن دفاع از آزادی مطبوعات گفتند: «در برخورد با مخالفان عقیدتی و فکری باید بدون تهمت، افترا، و با رعایت اخلاق اسلامی و انسانی مواجه شد؛ زیرا با گرفتن و زندانی کردن کاری از پیش نمی‌رود. مخالفان نباید از حقوق شهروندی و اجتماعی‌شان محروم شوند. همان‌گونه که امام علی(ع) حقوق خوارج نهروان را از بیت المال قطع نکردند و فرمودند: پس از من کسی از آن‌ها را نکشید و مورد تعرض قرار ندهید. برخی از آقایان گفته اند: مخالفان عقیدتی، قلم را به جای سلاح به کار می‌برند، درجواب باید گفت: اگر این‌گونه است شما هم باید با سلاح قلم با آن‌ها مبارزه کنید نه با زندان و بازداشت و بگیر و ببند.» (دیدگاه‌ها، ج ۲، ص ۳۰۳).
هنوز بشریت شرمنده دادگاه‌های تفتیش عقاید غرب است و متاسفانه عده‌ای به دنبال زنده کردن آن فجایع در قرن حاضر هستند. قضات عادل و مستقل بدون شک این موازین شرعی و انسانی را رعایت می‌کنند؛ زیرا نادیده گرفتن آن‌ها موجب خدشه دراستقلال دستگاه محترم قضایی و ناامیدی جامعه از وسواس در عدالت است.
امیدوارم مسئولین امر مصلحت امروز اسلام و مسلمین را بیشتر در نظر بگیرند و در رفتار خود با دگراندیشان تجدید نظر کنند و در دنیایی که دشمنان اسلام در پی دستاویزهایی برای بدنام کردن چهره دین پاک و انسانی اسلام هستند خوراک برای آنان فراهم ننمایند؛ و امیدوارم مسئولین امر در رفتار خود با دگراندیشان تجدید نظر کنند و موجب وهن دین و حکومت دینی نشون.

والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته
۲۵/۱/۹۴
احمد منتظری

_ _

پاسخ استاد سیدکاظم بجنوردی ،بنیانگذارورییس دایرهالمعارف بزرگ اسلامی

بسمه تعالی

با عرض سلام
آثار آقای محمد علی طاهری راجع به عرفان حلقه (عرفان کیهانی) را که جهت اعلام نظر ارسال کرده بودید با دقتمطالعه کردم و در آن هیچ مساله ای نیافتم که مصداق فساد اعتقادی باشد .آنچه او را مورد توجه برخی از مردم قرار داده طرح مسائل روانی و روان کاوی و سخن از انواع مسائل و مباحث روانی وطرح برخی توهمات روانی باتعابیر و تفاسیر جدید و تلاش برای نفوذ در روان واز آن طریق تحت تاثیر قرار دادن روانها به منظور درمان و تحصیل آرامش روحی و بالاخره بیان روشی برای نوعی درمانهای روانی است که در هر حال هیچ ارتباطی با فساد اعتقادی یا ارتداد یا افساد فی الارض و غیره ندارد. در هر حال او را مضر به حال جامعه نمیدانم . گرچه رابطه مراد و مریدی را نمی پسندم.

کاظم موسوی بجنوردی
رئیس مرکز
۳۰/۱/۹

_ _

پاسخ حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای احمد رضا اسدی

بسمه تعالی

پیرو سوال های فوق چند نکته قابل ذکر است:
به طور کلی، عنوان « ارتداد » که در کتب فقهی به عنوان یکی از موضوعاتی که حکم اعدام در پی دارد مطرح گردیده است، صرف بازگشتن از دین اسلام نیست، بلکه بازگشتی عالمانه و معاندانه و از سر ستیز است، یعنی اگر کسی با علم و یقین به حقانیت اسلام یا علم و یقین به اینکه یک حکمی از احکام ضروری و مسلم اسلام است و اسلام هم دین حقی می باشد، اسلام یا ان حکم را انکار نماید، یعنی مخالفت خود با آن آشکار و علنی کند، او در حقیقت از روی عناد و به هدف ستیز با خدا و پیامبر(ص) و دین خدا به مخالفت و مقابله برخاسته و مرتد به شمار می رود.
همچنین عنوان « افساد فی الارض»، قید محاربه بوده و نمی توان آن را به تنهایی موضوع حکم اعدام دانست، بلکه آنچه مسلم است، موضوع حکم اعدام ، عنوان «محارب مفسد» است، یعنی کسی که سلاح برکشیده و مردم را ترسانده و قصد و تلاش در جهت ایجاد فساد و تباهی در جامعه را دارد. برای توضیح بیشتر به استفتائات شیخناالاستاد مرحوم آیت الله منتظری، ج ۲،ص ۵۲۱، مراجعه شود.
تشخیص مصادیق موضوعات نامبرده به خصوص تشخیص موضوع «مرتد» که به اعتقاد و امر باطنی مربوط است، از طریق بینه ی شواهد و قرائن بسیار دشوار و پیچده و لغزنده است و اقرار متهم به آن نیز در صورتی معتبر و مسموع است که در فضایی باز و خارج از حبس و حصر و هرگونه فشار و تهدیدباشد.
در حوزه اندیشه و معرفت، اگر احیانأ و به فرض ، کسی تفکری ناسازگار با اصولاحکام مسلم و ضروری دین داشته باشد، راه مواجهه با آن ، در آغاز ، دعوت حکیمانه و استدلال منطقی و برهانی است، در مرحله بعد، برای کسی که ظرفیت استدلال برهانی نداشته باشد یا از آن روی گرانی می کند، موعظه و اندرز نیکو استو در مرحله سوم، جدال و مناظره براساس اصول مسلم و پذیرفته شده نزد طرف مقابل است، چنانکه خداوندحکیم به پیامبرش(ص) فرمود:
ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ ﴿ نحل / ۱۲۵﴾
و چنانچه از این روش معقول و منقول، عقلی و عقلائی تخلف شود و در همان آغاز کار، روش عملی و فیزیکی به کارگرفته شودنه تنها اثر مطلوب و کارسازی ندارد بلکه بسا نتیجه ای معکوس و یا پیامدی زیانبار داشته باشد.
اما در خصوص مورد سوال، اینجانب برخی از آثار شخص نامبرده مانند «انسان از منظری دیگر » را قبلا مطاله کرده و برخی دیگر را اکنون بررسی نمودم، به موردی که موجب تحقق عنوان « ارتداد» یا عنوان « افساد فی الارض» باشد برخورد نکردم، بلکه در آن آثار ، بیشتر ترغیب به توحید و اخلاق شده است و بسیاری از مطالبی هم که در آن بیان شده است ، هرچند با سلیقه ای خاص و قالبی متناسب با نگاه فیزیکی و طبیعی و به زبان علم روز مطرح گردیده است، ولی می توان آن را با مبانی عرفان نظری و روش عرفان عملی توجیهی معقول نمودو بالاخره در موارد شبهه « ارتداد» یا «افساد فی الارض» و دیگر موضوعات حدود شرعی قاعده « درء » محکم بوده و احتیاط راه نجات است .«والله هوالعالم الرحمن الرحیم «

انشاءالله موفق باشید احمد رضا اسدی
۱۲/۲/۱۳۹۴

_ _

پاسخ حضرت آیت الله سید رضا برقعی مدرس

بسم اللّه الرحمن الرحیم

borghei-Modares-sahamnewsدر پاسخ به سؤال جمعی از شاگردان آقای محمدعلی طاهری، مؤسس و استاد یکی از مجموعه های عرفانی موسوم به عرفان حلقه؛ در سه محور تذکراتی را مطرح می نماییم:
در مورد آثار شفاهی و بیانی و مکتوب ایشان که زمینه اتهاماتی را بوجود آورده، لازم به توجه است که هر نظریه و راه و روش نو و جدیدی باید مورد نقد و بررسی صاحب نظران قرار بگیرد و حتماً اشکالات و کاستی هایی چه کم و چه زیاد در آن یافت می شود، زیرا هر کلام و نظری بغیر از آیات الهی و کلام خداوند دارای اشکالات خواهد بود و آثار ایشان هم از این قاعده مستثنی نیست.
در مورد اتهام به ارتداد که متوجه ایشان است، لازم به تذکر است بر اساس تحقیقات گسترده ای که توسط فقهای عالی مقام صورت گرفته است، نتایج ارزشمندی بدست آمده که عبارت است از:
” تحقق موضوع حکم مجازات ارتداد باید اولاً انکار از سر عناد و دشمنی با دین باشد، و ثانیاً اعلان انکار نماید؛ یعنی در فضای آزاد اقرار به انکار نماید، و بنابراین از ملازمات گفتار کسی که توجه به آن ملازمات ندارد و منظور و نظر نبوده است اثبات ارتداد پذیرفته نیست و در صورت عدم اثبات و شک در تحقق، موضوع حکمی بر آن مترتّب نمی شود و بلاشک مشمول قاعده ” درء” می باشد که اجازه اجرای حکم را نمی دهد.”
مطلب سوم و آخرین قسمت این پاسخ در مورد ” مفسد فی الأرض ” است که در منابع دینی همواره با محاربه آمده است و با توجه به اینکه عده ای از بزرگان، موضوع اجرای حکم اعدام از افساد فی الارض را همراه ” محاربه ” دانسته اند که حتماً ” اشهار سیف ” که همان اسلحه می باشد تحقق محاربه است، بنابراین با توجه به اهتمام شرع مقدس به مسئله جان و مال و عرض انسان؛ حتی اگر افساد ثابت شود که صد البته بسیار مشکل می باشد، باز هم موضوع حکم مذکور نخواهد بود و در صورتی که نظر یک فقیه، مخالف نظر دیگر فقها باشد، باز هم مشمول قاعده ” درء ” بوده و جای اجرای حکم اعدام نخواهد بود.
در خاتمه معروض می دارم اگرچه من خودم را در جایگاهی نمی دانم که بخواهم قضات محترم را نصیحت کنم، اما از باب تذکر ( فإن الذِّکرَی تَنفَعُ المؤمِنینَ ) یادآوری می کنم در مسئله ای که مورد اختلاف بین فقهای بزرگ بوده، همانند تحقق موضوع ارتداد محکوم به قتل و یا تحقق موضوع افساد فی الأرض و محارب؛ در صورت شک به اتفاق آراء علمای اسلام مشمول قاعده ” درء ” بوده و جایی برای اجرای حکم نیست، خصوصاً پای عرض و آبروی اجتماعی عده زیادی از خانواده ها و مؤمنین در میان است و اقدام به این نوع کارهای همراه با خشونت در جامعه جهانی، چهره رئوف و لطیف اسلام و جنبه رحمانیت اسلام را خدشه دار می کند، در حالیکه حفظ آن وظیفه همه ما می باشد.
خداوند توفیق پیمودن راه خیر و صلاح را برای همه مجریان احکام الهی عنایت فرماید.

http://goo.gl/0UVmVH